خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : علمدارى )
60
نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى )
پس شهادت دارم او را عشق و ايمان اندرون * اعتماد و باور و اخلاص و اذعان اندرون ( 4 ) پس همه با كلمهء پاك شهادت زندهايم * از معاصى دور ميباشيم و او را بندهايم مىكنيم ايمان خود را با وجودش پاكتر * بر چنان روزيكه خواهد بود سينه چاكتر ( بر چنان روزيكه جز ايمان نيايدمان به كار * بر چنان روزى كه پايان است ما را روزگار ) چون كه آن كلمه هماره بهر ايمان لازم است * بهر تسطيح طريق جود و احسان لازم است ) باعث ويرانى انگيزههاى نابجاست * مر خدا را ريشه و بنيان مرضات و رضاست ( ارتباط خلق را با حق ، دائم مىكند * انسداد « 1 » راه شيطان را مداوم مىكند ) على عليه السلام بعد از آنكه بادهء گواراى اقرار بتوحيد و ساغر رنگين استمداد از نيروى لا يتناهى را سركشيد ، شهد شيرين شهادت به نبوّت و رسالت محمّد ص را نيز در مذاق خود چشيد . ( 5 ) من شهادت مىدهم كه او رسول ص و عبد اوست * ( بهر ديدار جمالش ديدهها در آرزوست ) تا فرستاده بتبليغ رسالت بر جهان * با نبوغى در كلام و با نفوذى در بيان با كتابى صاحب تبيان محكم روى دست * با ضياء لامع و برهان قاطع ( از الست ) با دليلى روشن و با معجزات بالغه * با نشانى واضح و با موهبات بالغه با دليلى كه همانا وحى منزل داشت نام * مايهء آزادى از يوغ ضلالت بر انام تا اساس بت پرستى را نمايد منهدم * لشكر كفر و جهالت را نمايد منهزم تا سخن گويد به استدلال و حجّت بر انام * معجزات خويش را ظاهر نمايد بر عوام خلق را فرمود با آيات انذار آشنا * از ره تحذير ، با فرمان دادار آشنا از عذابى كه به امّتهاى پيشين وارد است * ( از نكالى « 2 » كه به آن ، اهل بصيرت شاهد است ) خداوند ، پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و إله را آنوقت برانگيخت كه فتنههاى دست و پاگير در جوامع بشرى شيوع داشت .
--> ( 1 ) انسداد بستن ( 2 ) نكال عذاب